میگم خب چارشنبتون مبارک سال نوتونم پیشاپیش مبارک. بابا میگه نمیدونم چرا اصن امسال انگار عید نیست. میخندم زبونمو درمیارم میگم وا چیرا کههه... مامان میگه تو نیستی هیشکی نیس هفت سین بچینه منم حوصلم نیس... به اونم گفتم جووون خوشجل موشجلو پاشو برا نامزدت هفت سین بچین خب...
گوشیو قط کردم و یه دل سیر اشک ریختم...
غمگین ترین، تنهاترین، صبوری میکنم ترین سال نوی عمرم بود...
-دوم فروردین. صفرسه
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور
داشتم دلقک بازی درمیارودم یهو گفت: ولی تو یه بویی میدی...
خندم واستاد از تعجب نگاش کردم گفتم ووی چه بویی بسم الاح! که گفت یه بوی بوی نرمی میدی... یه بوی شیرین .. بوی یاس...
دلم غنجی رفت خواستم بگم یه نفر یبار بهم گفت بو پاستیل میدی بیخیال شدم گفتم: ده امتیاز گرفتی رفتی مرحله بعد، بلند بلند خندید...
-ده. فروردین. صفرسه
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور